تبليغاتX
برزخ

مصاحبه اصلی و کشوری

 

خب ، حالا فرض می کنیم که شما تو یه خونه دارین با خوبی و خوشی زندگی می کنین و وقت مصاحبتون ده

پیشنهاد من اینکه شما یه جوری برنامه ریزی کنین که شب قبل از مصاحبتون خوب استراحت کنین و اصلا به خودتون هیچ نوع استرسی راه ندین ، مثلا شب رو تو هتل بمونین .

ولی قبل از راه افتادن از شهرتون به سمت آنکارا لازمه که اجازه خروج از شهر رو بگیرین از پلیس

شما میرید به همون قسمتی که ثبت نام شدید و درخواست اجازه مسافرت به شهر آنکارا رو می کنید ، البته باید عکس هم همراهتون باشه  . پلیس هم به شما یک برگه میده که نوشته شما از این تاریخ تا تاریخی که پلیس مشخص می کنه می تونین در شهر آنکارا باشید . کلا یادتون باشه ، از این به بعد تا موقعی که از ترکیه خارج میشید باید برای هر مسافرتی که می خواهید برید از پلیس اجازه بگیرید . اگر این کار رو نکنید و اگر وقتی در مسافرت هستید خدای نکرده برای شما مشکلی پیش بیاد شما فراری حساب میشید و حتی دادگاهی هم میشید  ، در ضمن امکان داره که برای گرفتن اتاق در هتل و ... هم به این برگه نیاز پیدا کنید .

خب چه کاریه !!! برید این برگه رو بگیرید دیگه

حالا شما دم در UN  هستید و احتمالا اونجا خیلی شلوغ هم هست .

تمام مدارکی رو که فکر می کنید لازمه با خودتون ببرید

از شما خواسته میشه که برگه ای که بعد از پیش مصاحبه به شما داده شده رو تحویل بدید و بعد شما رو در صف قرار میدن و به نوبت وارد میشید .

وسایلتون رو تحویل میدین و اونها رو براتون داخل کمد های شماره دار میذارن و به شما یه شماره میدن

وارد شدن به حیاط UN  سمت اول کاره ، شما در حیاط منتظر می مونین تا وکیلتون و مترجمتون آماده مصاحبه با شما بشن .

شما در این مدت هم می تونین تو حیاط بشینین و هم در اتاق انتظار که به اونجا راهنمایی میشید ، البته اتاق انتظار محل استراحت و آرامش نیست ، شما اونجا روی دیوار می تونین برگه هایی رو ببینین که یا نقاشی های کودکان پناهنده است و یا نوشته هایی در مورد شرایط مختلف اقلیت ها در ایران که پناهنده ها اونها رو نوشتن و چسبوندن . احتمال بسیار زیاد اونجا چند تا بچه هم مشغول بازی هستن ، راحت و بی غم ، و این ممکنه بعد از 5 دقیقه اعصاب شما رو به هم بریزه .

به هر حال شما رو صدا می کنن و شما با راهنمایی مترجمتون وارد اتاق میشید .

اتاق معمولا بسیار کوچک و بدون هیچ وسیله ای هست و یک میز که شما روبروی اون میشینید و وکیلتون و مترجمتون پشتش و مصاحبتون شروع میشه

من پیشنهاد می کنم راحت باشید ، این مصاحبه ممکنه حتی 4 ساعت هم طول بکشه ، بنابر این راحت و آروم باشید و اصلا هم نگران هیچ چیز نباشید ، به شما قول داده میشه که تمام حرفهایی که شما اونجا میگید بین شما و اونها میمونه .

معمولا بین مصاحبه وقت استراحت داده میشه و به شما نهار هم میدن و شما وقتی در حیاط هستید می تونین تا دلتون میخواد چایی بخورید و دستشویی هم رایگانه ( من خودم چند لیر صرفه جویی کردم )

مصاحبه تموم میشه و در پایان از شما می پرسن که آیا چیزی هست که بخواهید به گفته هاتون اضافه کنید یا نه ؟

فقط حتما اسم وکیلتون رو فراموش نکنید

شما هم خداحافظی می کنید و میرید بیرون

از اون روز شما معمولا هر 5 دقیقه یکبار فکر می کنید که کجا رو خراب کردید و کجا رو خوب گفتید و چی شد و کی به کی چی گفت نتیجه چی میشه و ای داد بیداد اگه نشه چی میشه و اگه بشه چی نمیشه و چرا هیچکس به من زنگ نمیزنه و چرا هوا سرده و چرا همه چیز اینجوریه و ... و کلا خیلی فیلسوف میشید و هر یک ساعت هم میرید و سایت رو چک می کنید که ببینید چی شده

راستی شما آخرین تغییرات در پروندتون رو می تونین از www.bipanah.com در قسمت وضعیت پرونده چک کنید که نیاز به شماره پروندتون و تاریخ تولدتون دارید .

 

حالا فرض می کنیم که شما قبول شدید ، از حالا شما از مرحله پناهجوبودن به مرحله پناهنده بودن ارتقا یافتید ، که باز هم البته خیلی فرق نمی کنه

حالا باید منتظر باشید تا به شما خبر بدن که برای مصاحبه کشوری برید به UN

به شما زنگ می زنن و میگن که در چه تاریخ و ساعتی برای مصاحبه کشوری برید

مثل مرحله قبل شما وارد میشید

برگه قبولیتون رو به شما میدن

اینجا به شما اجازه صحبت کردن داده میشه اما اصلا مثل مصاحبه اصلی نیست

شما نمی تونین خیلی شیک مثلا برگردید و بگید من می خوام برم هاوایی یا اسپانیا دو تا رفیق دارم و ...

به شما میگن که با توجه به شرایط ، اونها هستند که تصمیم می گیرن

یعنی در حقیقت اصلا بود و نبود شما هیچ فرقی نمی کنه

شما باید در این قسمت درخواست مصاحبه مالی بدید ، مصاحبه مالی در حقیقت برای اینکه به کسانی که واقعا شرایط بدی دارن در حد خیلی کمی کمک بشه که البته ما ایرانی های محترم ، که متاسفانه به شدت دروغگو هم هستیم نیازی به راهنمایی کسی در این مورد نداریم . فقط در این لحظه از شما می خوام واقعا به این فکر کنید که گرفتن یا نگرفتن 100 یا 140 لیر در ماه چه تاثیری روی زندگی شما می تونه داشته باشه و چه تاثیری می تونه داشته باشه برای کسی که واقعا هیچ پولی نداره .

به هر حال ، این مصاحبه هم تموم میشه و شما باید منتظر بمونید

من شخصا اگر هیچ چیز در ترکیه یاد نگرفته باشم صبر رو یاد گرفتم

صبور باشید و امیدوار

 

+ نوشته شده توسط هرمزد در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 2:23 |

حالا باید زندگی بسازین

خب اولین چیزی که به لازمه خونه است

بستگی به زمانی دازه که وارد ترکیه شدین , چون در ترکیه انرژی به شدت گرونه ( در مقایسه با ایران ) بنابر این اگر زمستون وارد شدین باید بدونین که گرم کردن خونه کار سختیه

اکثر خونه های ارزون در ترکیه از نعمت گاز محروم هستن و برای گرم کردن خونه از بخاری به نام " سوبا " استفاده میشه به این صورت که شما باید ذغال سنگ " کومور " و چوب بخرین و به نسبت 3 به 1 داخل بخاری بریزین و برای آتش زدنش هم می تونین از چوبهای روغنی استفاده کنین .

حالا چند نوع کومور داریم که قیمت هاش هم متفاوته

کومور تخم مرغی و معمولی برای سوبا استفاده میشه که بصورت گونی های 25 کیلویی هستن

که کومور تخم مرغی 7.5 لیر و کومور معمولی بین 5.5 تا 6 لیر قیمت دارند .

و چوب هم بصورت گونی و هم بصورت ماشینی به فروش میرسه که نوع دوم مقرون به صرفه است و باهاتون کیلویی حساب میشه

ولی نوع گونی راحت تره و هر گونی قیمتش 5 لیر هستش

برای هر دفعه روشن کردن سوبا که نهایتا تا 24 ساعت گرمای خیلی معمولی خواهد داشت شما باید حداقل یک سوم گونی کومور مصرف کنید .

برای حمام اما فقط باید از چ.ب استفاده کنید . به اینصورت که زیر آبگرم کن محلی هست برای ریختن چوب و آتش زدن که نیم ساعت بعدش آب گرم خواهد داشت

البته در حمام میشه از یه نوع آبگرمکن برقی استفاده کرد به نام " شوپَن " که میشه بدون دردسر آب گرم داشت اما از اون طرف  پول برق یکمی اذیتتون میکنه

و اینکه محیط حمام گرم نخواهد بود .

برای شستن ظرف هم کلا آب گرم رو فراموش کنید

هیچ راهی نداره ;-)

این نوع خونه ها که باید از سوبا استفاده بشه برای گرمایش معمولا قدیمی ساز هستن و کرایشون به شدت از نوع خونه های شوفاژدار کمتره

این نوع خونه ها معمولا دو طبقه و با یه واحد زیر شیروانی به نام " چاتیکات " ساخته شدن که طبقه اول از سطح زمین یکمی پایینتره که بهش " بُدروم " گفته میشه

البته به نظر من برای گرما بُدروم بهتره

کرایه این خونه ها معمولا بین 200 تا 350 لیر در ماه متغیر هستند و معمولا برای کرایه این خونه ها قرارداد نوشته نمیشه و پول پیشی هم در کار نیست

نوع دوم خونه ها خونه هایی هستن که به اصطلاح موتورخونه مرکزی دارن و شوفاژ که در اینجا بهشون " کالیرُفر" گفته میشه

این خونه ها معمولا در واحد های آپارتمانی و نوساز هستند و تمیز تز از خونه های سوبایی

اما به همون نسبت کرایه اونها هم بیشتره

 کرایه این خونه ها به دو قسمت تقسیم میشه

قسمت اول خود کرایه خونه هستش که صاحبخونه بدون توجه به مسائل دیگه اون مقدار رو از شما طلب میکنه و قسمت دوم شارژ خونه هست که اصلا در مقابل کرایه خونه مقدار کمی نیست

به عنوان مثال کرایه خونه 400 لیر در ماه و شارژ 250

شارژ برای نظافت عمومی ساختمان و پول کومور موتورخانه از شما گرفته میشه

و برای کرایه این خونه ها معمولا قرارداد نوشته میشه

البته همچنان برای حمام کردن باید از شوپن استفاده بشه و همچنان ظرف ها رو باید با آب سرد شست  اما محیط خونه گرمه و این نعمت بسیار بزرگیه

قرارداد ها 6 ماهه و یکساله نوشته میشن

پیشنهاد من برای خونه گرفتن اینکه اگر در فصل گرما وارد ترکیه شدین ( خرداد تا شهریور ) خونه سوبایی کرایه کنید و اگر در فصل سرما وارد شدین خونه شوفاژدار

برای پیدا کردن خونه هم دو راه دارین

اکثر خونه های سوبایی بدلیل در دید بودن پنجره های خونه تکه کاغذی رو روی شیشه میچسبونن که نوشته " Kiralik    " و میتونین خونه رو به راحتی پیدا کنین اما راه دوم اینکه باید از املاک بخواین تا خونه ای برای شما پیدا کنه که در مواردی که شما بدنبال خونه کالیرفر هستین از این راه زودتر به نتیجه میرسین البته هزینه ای که بنگاه از شما میگیره به نظر من هم بی انصافیه اما خب همینه که هست .

 

وسایل خونه

    در خوشبینانه ترین حالت شما باید به مدت یک سال در ترکیه بمونید بنابراین با توجه به بودجه و شرایط زندگی که براتون زیاد سخت نباشه به هرحال باید اقدام به خرید وسایل زندگی بکنید به نظر من بهترین راه برای خرید وسایل خرید کردن بصورت خرد از پناهنده هایی که قصد فروش وسایلشون رو دارن هستش به عنوان مثال پناهنده ای قصد داره خونه اش رو عوض کنه یا اینکه به سلامتی داره ترکیه رو ترک می کنه و یا اینکه اصلا میخواد از این شهر بره شما با اینکار هم در حق اون شخص و هم در حق خودتون لطف می کنید چون سمساری هایی که در شهر هستن وسایل دست دوم پناهنده ها رو به قیمت بسیار بسیار پایینی ازشون میخرن و به قیمت بسیار بسیار بالاتری دوباره به پناهنده جدید میفروشن چیزهایی که من به ذهنم میرسه براتون مینویسم البته قیمت ها حدودی هستن و با قیمت دلار و نفت خام دریای برنت و انقلاب مصر تغییر می کنن البته همش دست دوم هستش ها یک تلویزیون معمولی رنگی 24 اینچ 100 لیر یک یخچال معمولی که کار کنه  100 لیر یه چیزی که بشه به عنوان فرش ازش استفاده کرد بین 35 تا 50 تمام وسایل آشپزخونه رو میشه با  150 تا خرید ماهواره با نصب حدود 200 شوپن 150 و همبنا دیگه   حالا ایشالله میاین میبینین  

+ نوشته شده توسط هرمزد در یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 و ساعت 16:39 |

ما بعد از اینکه از UN  در اومدیم و یه نهاری خوردیم , رفتیم سمت ترمینال که بریم به شهری که می خوایم وش برای مدت نا معلومی زندگی کنیم . اینجا بگم که شهرتون رو با دقت انتخاب کنین . از نظر گرونی , مذهبی بودن , نزدیکی به آنکارا و ...

ما دو نفر رو میشناختیم تو این شهر ( از ایران ) واسه همین هم اومدیم اینجا ( بعد مفصل در مورد نحوه زندگی و خونه و ... میگم براتون )

به هر حال تاریخ پیش مصاحبه رسید و ما هم رفتیم همون UN  که قبلا رفته بودیم , بعد از مدتی نوبتمون شد و رفتیم تو

یه مترجم اونجاست که میاد و توضیح میده که چیکار باید بکنین , یه برگه بهتون میدن که مشخصاتتون رو توش مینویسین و دلیل خروجتون از ایران و هم باید بنویسین

دقت کنید از اینجا دیگه کارتون خیلی مهمه چون هر چیزی رو بگین یا بنویسین پیش اونها میمونه و از همون ها در جلسه مصاحبه اصلی ازتون سوال میشه پس به هیچ عنوان دروغ ننویسید و خیلی هم طولانی و یا کوتاه نباید باشه و همینطور اصلا لازم نیست توی اون برگه طوری بنویسید که طرف وقت خوندن گریه اش بگیره . خلاصه فقط حقیقت و نه خیلی کم و نه خیلی زیاد .

بعد از اون باید منتظر بمونین تا شهرتون مشخص بشه و وقت مصاحبه اصلیتون


اگر در شهری بجز آنتالیا , آنکارا و استانبول آشنا دارین حتما بگید , اگر هم دلیل خاصی برای بودن در شهر خاصی ندارید که براتون یه شهر رو مشخص می کنند .

وقتی شهرتون مشخص شد و تاریخ مصاحبه اصلی رو گرفتین ( که امیدوارم واسه سال آینده نباشه ) شما 10 روز فرصت دارید تا خودتون رو به پلیس امنیت اون شهر معرفی کنید .

حالا فرض می کنیم شما وارد اون شهر شدین و می خواین برین برای ثبت نام

یک قسمت در پلیس امنیت هست به نام " یابانجی شعبه " اونجا که رفتین باید مدارک UN  و پاسپورت و عکس 4*3 همراتون باش

اونجا ازتون انگشت نگاری میشه و ازتون عکس می گیرن و پاسپورتتون رو هم ازتون می گیرن پس اگر کاری با پاسپورتتون دارین ( مثلا خرید خط تلفن ) قبل از پلیس انجامش بدین

به هر حال شما بعد از خروج از پلیس یه کارت سفید رنگ دریافت می کنین که بهش میگن ( کیملیک سفید ) و مثل کارت شناسایی هستش که باید همیشه همراهتون باشه . خب شما الان از مرحله " خارجی بودن " به مرحله " پناهجو بودن " ارتقا پیدا کردین

البته زیاد هم فرق نمی کنه

 

 

+ نوشته شده توسط هرمزد در جمعه بیست و چهارم دی 1389 و ساعت 23:51 |

جایشان تنگ بود ، همه تو هم تپيده بودند . مانند دانه هاي بلال به هم چسبيده بودند . جا نبود كز كنند . جا نبود بايستند . جا نبود بخوابند . پشت سر هم تو سر هم تك مي زدند و كاكل هم را مي كندند .  جا نبود . همه تو سری می خوردند . همه حایشان تنگ بود . همه گرسنه شان بود . همه با هم بیگانه بودند . همه جا گند بود همه چشم به راه بودند . همه مانند هم بودند ، و هیچکس روزگارش از دیگری بهتر نبود .

قفس ( صادق چوبک )

 

خب ، رسیدیم ترمینال آنکارا ، اول بگم که ابن ترمینال بسیار زیبا بصورت نیم دایره و در سه طبقه برای ورود و خروج اتوبوس  ساخته شده و از نظر من به شدت شبیه ترمینال جنوب خودمونه .

ما تقریبا ساعت 2 صبح رسیدیم و تصمیم گرفتیم که تا صبح توی ترمینال بمونیم . در طبقه اصلی یه سری نبم طبقه وحود داره که نیمکت های فلزی داره و شب رو میشه اونجا خوابید . ما هم همینکار رو کردیم . آره می دونم ، به خدا من هم اولین بارم بود که روی نیمکت خوابیدم . ما ساک ها و چمدونهامون رو هم دادیم به قسمت امانت ترمینال که دستمون آزاد باشه .

به هر حال صبح شد .

ترمینال مستقیم به مترو راه داره .و با مترو میشه به kizilay   ( مرکز شهر آنکارا ) رفت .

 Kizilay  مرکز شهر آنکارا هستش و جایی که پر از کافی شاپ و کلوپ هست و اگر خوب بگردی حتما می تونی چند تا ایرانی پیدا کنی . به هر حال برای رفتن به UN  دو راه  داری یا با تاکسی بری یا با اتوبوس . تاکسی ها در ترکیه زرد رنگ هستند و همه نوع ماشین تاکسی هم میشه پیدا کرد . از مگان تا فیات قدیمی . و اینکه همشون دربستی هستن . بر عکس ایران خودمون

ما با تاکسی رفتیم ، حواستون باشه که حتما به راننده آدرس رو بدین وگرنه می برنتون جای دیگه که پولش رو هم باید بدین خصوصا نگین UN  چون چند تا UN  در ترکیه هست و شما می خواین برین شعبه مربوط به پناهندگیش . آدرس رو براتون ته همین پست می نویسم .

کرایه تاکسی از kizilay   تا UN  حدود 12 لیر میشه .

حالا شما جلوی UN  هستین ، احتمالا یه صف هم می بینین . ( خوش اومدین به دنیای انتظار )

اولین بار که میرید به UN  توی کوچه باید منتظر بمونین تا پاسپورتتون رو بدین واسه گرفتن وقت پیش مصاحبه

اونجا حتما ایرانی هایی هستن که بتونین ازشون کمک بگیرین اما بگم که زیاد هم کمک نگیرین ( بعضیا خب ..... )

به هر حال این پروسه ممکنه یک ساعت طول بکشه یا ممکنه 6 ساعت طول بکشه ، بنابراین آرامش خودتون رو حفظ کنین چون از این به بعد دیگه همینه .

پاسپورتتون رو پس میدن با یه برگه که روش مشخصات شما نوشته شده و یه تاریخ که شما باید در اون تاریخ برای پیش مصاحبه همینجا حاضر باشین .

از الان دیگه هر کاری دوست دارین بکنین اما خیلی خیلی مراقب پاسپورت و پولتون باشین

آدرس UN  در آنکارا :

Sancak Mahallesi - 12. Cadde - 212. Sokak - No3

 

+ نوشته شده توسط هرمزد در پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 و ساعت 0:37 |
 

سفر به ترکیه کار بسیار ساده ای هستش نه ویزا میخواد نه چیز دیگه

شما میتونید به راحتی از میدان آرژانتین بلیط بخرید و راهی شوید البته اگر پاسپورت داشته باشید !!!

البته هواپیما هم هست که نرخ بلیطش مثل بقیه چیزا تو ایران حساب کتاب نداره .

به هر حال اگه با اتوبوس اومدین حدود ۱۲ ساعت بعد میرسین به یه جایی به نام سه راه خوی که اونجا راننده میاد و پاسپورت ها رو جمع می کنه و میبره تا ( برادر ها ) از نظر امنیتی و اطلاعاتی چکش کنن

بعدش هم یه افسر میاد بالا و شخصا همه رو چک می کنه

اگه شانس بیارین و کسی تو اتوبوس شما مشکلی نداشته باشه ۱ ساعته کارتون تمومه و راه میفتین

۱ ساعت بعد هم مرز بازرگان هستین .

باید تا حالا به معطل بودن عادت کرده باشین .

نه ؟؟؟!!!

پس تو مرز دیگه حتما عادت می کنید

۱۱۰۰۰ تومان باید بدید برای عوارض خروج ( صف بانک )

و بعدش هم باید صف واستید واسه بازرسی

همه اینا هم که تموم شد باید منتظر باشید تا اتوبوستون هم از بازرسی رد شه

بعد هم از مرز ایران رد میشید

یه درب ریلی آهنی که مرز ایران و ترکیه رو جدا می کنه

حالا وارد ترکیه شدید ، باز هم باید از اتوبوس پیاده بشید

اینبار یه صف تشکیل میدید تا پاستون مهر ورود بخوره

وقتی تفاوت رو میبینید ... خودتون می فهمید .

از اینجا به بعد لطفا خیلی خیلی خیلی مواظب پاستون باشید .

ما ساعت ۵ صبح از مرز رد شدیم

بلیطمون واسه آنکارا بود اما حدود ۱۲ ساعت بعدش به یه ۲راهی رسیدیم که مسیر آنکارا و استانبول جدا میشه ، خیلی راحت مارو  پیاده کردند و با یه اتوبوس دیگه روانه آنکارا کردن . چند ساعت هم اونجا معطل شدیم و ۶.۷ ساعت هم تو راه بودیم تا رسیدیم به آنکارا

قطار :

وزن مجاز چمدانها برای هر نفر 30 کیلو و به ازای هر 10 کیلو بار اضافه 10 هزار تومان جریمه

پرداخت عوارض خروج در ایستگاه قطار در ایران

حتما همراه بلیط بن غذا هم دریافت کنید , در مسیر غذای شما به کوپه تان ارسال می شود

چک شدن چمدان ها در ایستگاه تبریز انجام میشود

شما در مسیر خود از ایران , با قطار تا دریاچه وان , دریاچه وان را با کشتی و پس از آن با قطار ترکیه تا آنکارا را طی خواهید کرد .

شما حدود سه روز و نیم در راه خواهید بود .


چند تا نکته :

۱ -  پول ایرانی بجز برای عوارض به دردتون نمیخوره پس همه پولتون رو چنچ کنید . اگر حجمش زیاد میشه دلار بهتره . تراول رو که کلا فراموش کنید .

۲ - اسکناس های ترکیه ۵ لیر ۱۰ لیر ۲۰ لیر ۵۰ لیر ۱۰۰ و ۲۰۰ هم هست  و سکه ها ۵ کوروش ۱۰ کوروش ۲۵ کوروش ۵۰ کوروش و ۱ لیر

TL همون لیر هست Turkey Lira

۳ - نخندینا !!!!! اما در توالت ها آفتابه ای وجود نداره و نه شلنگ . یه جور پارچ هست فقط .

دیگه خودتون می دونید  و تازه ۱ لیر هم باید پول بدید

راستی داشت یادم میرفت . به حرفهای این بلیط فروشهای آرژانتین اصلا گوش نکنید . مثلا بهتون مبگن اتوبوس فوق راحت و صندلی تکی و پذیرایی .... که ما که ندیدیم . حداقل از همسفر بلیط نگیرین

این هم آغاز سفرتون

 

+ نوشته شده توسط هرمزد در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389 و ساعت 16:53 |

 

DOMINO

 

ستونها را می چیدم

     ستون هایی کوچک و فانتری و مهم

دانه به دانه

       با دقت   با حوصله

                               و گاهی بی حوصله

در زندگی ما همه چیز به همه چیز مربوط است و نیست

از سلام علیک با بقال محل تا کنکور ارشد

                     اولین اشتباه ما آخرین اشتباه ماست

برای من یکی از ستون ها بود که لرزید

                                            نامه ای پیدا شد

                                                                کسی فهمید

آن ستون کوچک که افتاد

    این سیل شد و به راه افتاد

لرزاند و ویران کرد و راند

     نابود کرد و سوزاند و تازاند

 

زندگی ام در حال نابودی بود

 که

رهایش کردم

 

                                       و حالا

 

دوباره از اول         ستون ها را می چینم

در زمینی دیگر

اینبار اما

محکمتر باید

...

 

+ نوشته شده توسط هرمزد در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389 و ساعت 0:18 |


Powered By
BLOGFA.COM